تبليغاتX
ღღღ توهم عشق ღღღ
85/05/14
 

تو را گم کرده ام امروز....

 

 

 و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

 

 

و چشمانم که تا دیروز............

 

 

به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگین اند

 

 

چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

 

 

نمی دانم چه خواهد شد

 

 پر از دلشوره ام....................

 

بی تاب و دلگیرم  ................

 

 

کجا ماندی که من بی تو...

 

هزاران بار در هر لحظه می میرم

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:57  توسط ღنداღ  | 

85/05/13
وصيت عشق

                                               
تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي
آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد
اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند
ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد
وصييت من را در اين دفتر عشق
آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته
نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند
آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك
نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد
آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد
آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد
رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد
آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس
آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد
آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد
و با عشق نيز از اين دنيا برويد

                  

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:48  توسط ღنداღ  | 

85/05/11

هیشکی منو دوس نداره

هیشکی به من توجه نمی کنه

هیشکی به من میوه نمی ده

هیشکی شیرینی و نوشابه تعارف نمی کنه

هیشکی به جوک هام گوش نمی دهد نمی خنده

هیشکی دلش برام تنگ نمی شه

هیشکی برام گریه نمی کنه

هیشکی نمی دونه چه آدم جالبی ام

حالا اگه از من بپرسی بهترین دوستت کیه؟

فورا می گم هیشکی.

اما دیشب حسابی ترسیدم

بیدار شدم دیدم هیشکی دور و برم نیس.

صداش زدم دستمو به طرفش دراز کردم

به همانجایی که همیشه بود

همه جای خونه رو

همه گوشه ها شو دنبالش گشتم

اما هر جا کسی رو دیدم.

آنقدر گشتم که خسته شدم حالا دیگه نزدیک صبحه

حتم دارم که دیگه

هیشکی رفته.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:29  توسط ღنداღ  | 

85/05/11
           H1وفادارH1

            H1 بگذار كه در حسرت ديدار بميرم     H1

  H1         در  حسرت  ديدار تو بگذار بميرمH1

                 H1دشوار بود مردن وروي تو نديد    H1

   H1           بگذار  به دخواه  تو دشوار  بميرمH1

                 H1بگذاركه چون مرغان شباهنگ     H1  

 H1          در وحشت و اندوه شب تار بميرمH1

               H1بگذاركه چون شمع كنم پيكر خود آب   H1 

  H1         در بستر اشك افتم  و ناچار بميرمH1

            H1بگذارچو خورشيد گدازنده مسفا H1

   H1       در دامن شب با تن  تب دار  بميرمH1

               H1بگذارشوم سايه ايوان بلند H1 

 H1           سويت  خزم و گوشه  ديوار  بميرمH1

              H1مي ميرم از اين درد كه جان دگرم نيست H1  

              H1تا از  غم  عشق تو  دگر  بار بميرمH1

              H1تا بوده ام اي دوست وفا دار تو بودم   H1

 H1           بگذار   بدان   گونه   وفادار   بميرمH1

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:9  توسط ღنداღ  | 

85/05/11

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:8  توسط ღنداღ  | 

85/05/11

مرا به آغوت راه بده ، می خاهم برای اولین بار ببوسمت ، بیا چشمانمان  را ببندیم، می خواهم وقتی لبهای معصوممان به هم گره می خورد و هر دو در فرط لذت در آغوش یکدیگر نفس نفس می زنیم ، از لذت متنا هی جسممان ، وجود  نا متناهی خداوند را با چشمانی بسته تصور کنم ،چشما نت را باز کن !؟ نه......! نه.......! لبهایمان  از گرمی عشق خشک شده اما گونه هایمان از اشک خیس ، ما ساعتهاست در آغوش یکدیگر می گرییم. ای تنها هم آغوش من، بیا که احساسم را برایت دست نخورده نگاه داشته ام و جسمم را به لذت بوسه ای  نفروخته ام ، بیا که می خواهم وقتی دستانت را روی احساسم  می گزاری ، از فرط لذت ، قطره های اشک بر گونه هایت بدرخشد ، می خواهم با اشکهایت بر تمام احساسم بوسه زنی ؟ می خواهم اشکهایت تمام روحم را خیس کنند ، بیا که ..........

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:16  توسط ღنداღ  | 

85/05/10
عشق که بازار بتان جاي اوست               سلسله بر سلسله سوداي اوست

گرمي بازار خراب است عشق                 آتش دل هاي کباب است عشق

گفت به مجنون صنمي در دمشق             کاي شده مستغرق درياي عشق،

عشق چه و مرتبه ي عشق چيست؟         عاشق و معشوق در اين پرده کيست؟

عاشق يک رنگ و حقيقت شناس             گفت که:اي محو اميد و هراس،

نيست به جز عشق در اين پرده، كس         اول آخر همه عشق است و بس

 

             

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:35  توسط ღنداღ  | 

85/05/08

 

عشق يعنی راه رفتن تا سحر
عشق يعنی گريه های بی ثمر
عشق يعنی لحظه های بی کسی
عشق يعنی دوری و دلواپسی
عشق يعنی دوری از زيباترين
غربت مطلق به روی اين زمين
عشق يعنی دستهای باز تو
عشق يعنی با تو در پرواز تو
عشق يعنی يک دل تنگ و غريب
عشق يعنی دختری پاک و نجيب
عشق يعنی چشمهای مست او
نامه هايم در فشار دست او
عشق يعنی شعرهای سوخته
عشق يعنی شمع نا افروخته
عشق يعنی تا ابد در راه او
تا هميشه يک جهان گمراه او
عشق يعنی دردهای بی شمار
عشق يعنی عاشق و فصل بهار
عشق يعنی خسته ام از بی کسی
کی به داد اين دل من می رسی؟
عشق یعنی سین و آ همراه ناز
عشق یعنی سوی کوی او نماز
عشق یعنی نامه های بی جواب
دیدن و بوئیدن او حین خواب

                                                                           

        


 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:38  توسط ღنداღ  | 

85/05/08

من  عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپيدن

وتپيدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شکوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:30  توسط ღنداღ  | 

85/05/08
پسران به ۵ دسته تقسيم ميشوند:

-
ظاهر زيبا و مغروری دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه های راه اهن و مولوی .

نه ظاهر زيبايی دارند و نه باطن زيبايی (البته پسران هيچ وقت نمی توانند باطنی زيبا داشته باشند و حتی معنای ان را هم نميتوانند درک کنند.(
-
ظاهر زيبايی ندارند اما باطنی زيبا ودلنشين و جذب کننده ای دارند که البته:

گشتم نبود نگرد نيست

بعضی پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا می ايند و گاو از دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگی هيچ چی نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ گاه سعی نکردند که چيزی را بفهمند ( البته کار خوبی کردند چون زور بی خود می زدند (

 ۵-
دسته پنجم پپرانی هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار می کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامی که برای خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:

پيشی ملوسه

پيشی را برای ظاهر در نظر گرفته که بگويد من سبيل دارم پس مردم اما کلمه ی ملوسه ظاهرش را مشخص مي کند چون همان طور که عزيز عزض فرمودند :
کلماتی مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزيزم و...... برای دختران به کار می رود .

يه کلمه هم از زبون مادر شوهر 

  مردان هيچ قدرتی ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ی زنانه.
اما اگر بخواهی احساسی برخورد کنی می فهمی درست است (اما مردان قديم(چون:


انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفری و بلندش
هيکلی دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها(

شايد همه ی اينها نشان دهنده ی قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزی که نگاه کنی:


نشانی از ريش و سبيل نمی بينی


ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جای ان خطی ميگذارند به نام خط ريش( ان هم برای اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا تشريف دارند (


موهای فرفری هم از مد افتاده

و به جای ان از وسايلی از قبيل کلاه گيس؛ سشوار ؛ ژل و کتيرا و ...... استفاده ميکنند.(البته بعضی ها برای اين که نشان دهند هنرمند هستند موهای خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند(
ديگر از ان هيکل و شکم خبری نيست چون تمامی پسران به باشگاه بدنسازی ميروند و هر کدام به جای وانت پيکان که با ان کار کنند اسبی دارند که سوارش ميشوند و موهای خود را بر باد ميدهند.



زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکنی بنيادم



پس این سوال بر همگان به وجود ميايد که این موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهی نيست؟
چه عذابی از اين بالاتر که پسری به دختری بگويد دوست دارم؟
اين همانند انی است که عزراييل به فردی لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.


خبر جديد:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دخترانی که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابها ميشوند .


اخطار:
به تمامی دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودی برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ی بپر استفاده کنيد چون انها ميپرند.

 

 

اقايان متفکر
تا حالا اقايی رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن طوری که وقتی فکرشون تموم شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به هم ميخوره .
بعضی از اقايون وقتی می خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف صورتشون وهی دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو ميشورن طوريکه وقتی فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته وبايد ۱۰۰۰۰ تا پماد خرجش کنن.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بينی فرو کرده و ميچرخانند طوری که اشغالهای بينی که سهله؛مايه ی برون مغزی و درون مغزی هم مياد بيرون.
بعضی از اقايون وقتی فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره های روی پوستشون کنده ميشن.

خلاصه اقايون با فکر کردناشون کارای خنده دار ديگه ای هم هست که انجام ميدن اما چون ميترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نميگم .

فوايد فکری در اقايان:به پوست اندازی ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود برای اصلاح صورتشان مفيد است.

نتيجه گيری اخلاقی:هر وقت احساس کرديد مردی احتياج به نظافت عمومی دارد به او سوژه ای برای فکر کردن بدهيد.
استدلال ثابت شده اين قضيه:
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان .
اقايان حرف زياد ميزنند ولی اهل عمل نيستند هيچ کدامشان.



اعتماد به نفس کاذب در پسران

اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.


علايم اين بيماری:


۱-:
گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲-:
طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳-:
تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴-:
ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵-:
استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶-:
مخالفتهای پی در پی.
۷-:
پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸-:
خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن(دوپينگ(
۹-:
روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
۱۰-:
خواندن کتابهبيی از قبيل:


چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم

و.......
۱۱-:
زدن وبلاگهای تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستيز.(همچين ميگه حزب ادم فکر ميکنه با يه هييت طرفه در صورتيکه
نويسنده و خوانندش يه نفره)
 
به اميد بهبودي همه پسرا
 
 
 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:0  توسط ღنداღ  | 

85/05/08

50 روش برای حالگیری

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي

افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه!?


2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن!

 

3- وقتي مي خواين برين دست به آب ، با صداي بلند به اطلاع همه برسونين!


4- وقتي از كسي آدرسي رو ميپرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر

 ديگه بپرسين!


5- كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون ، به صورت اسكناس هزاري پرداخت

كنين!

6- همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين!


7- جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنين!


8- توي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين!


9- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستن مرتب كانال رو عوض كنين!


10- از بستني فروشي بخواين كه اسم 54 نوع از بستنيها رو براتون بگه!

 


11- در يك جمع ، سوپ يا چايي رو با هورت كشيدن نوش جان كنين!


12- به كسي كه دندون مصنوعي داره بلال تعارف كنين!


13- وقتي از آسانسور پياده ميشين دكمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين!


14- وقتي با بچه ها بازي فكري مي كنين سعي كنين از اونها ببرين!


15- موقع ناهار توي يك جمع ، جزئيات تهوع و ?گلاب به روتون? استفراغي كه چند روز پيش

داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين!


16- ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين!


17- بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاش رو باز كنه و نشونتون بده و

بعد بگين هيچكدوم جالب نيست و سريع خارج بشين!


18- شمعهاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين!


19- اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين!


20- وقتي كسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته!


21- صابون رو هميشه كف وان حمام جا بذارين!


22- روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب كنين!


23- وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده!


24- وقتي كسي در يك جمع جوك تعريف مي كنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود!


25- چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين!


26- بادكنك بچه ها رو بتركونين!


27- مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد كنين و بخندين!


28- وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي كنه بهش بگين كه موي بلند بيشتر بهش مياد!


29- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين!


30- كليد آپارتمان طبقه 13 تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون

بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره!?


31- ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين!


32- توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين!


33- هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون

 بهتره!?


34- حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين!


35- نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين!


36- دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين!


37- عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين!


38- پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در

جهات مختلف بچرخونين!


39- با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو

 بپرسين!


40- شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين!


41- موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين!


42- توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين!


43- شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف

 كنين!


44- توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين!


45- توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين!


46- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين!


47- يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين!


48- توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه!


49- چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين!


50- ورقهاي جزوه ء 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين

 ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين!

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:40  توسط ღنداღ  |